تبلیغات
وب سایت مقاله و تحقیق دانشگاهی - حق و عدالت اجتماعی


درباره وبلاگ:

آرشیو:

آخرین پستها :

پیوندها:

پیوندهای روزانه:

نویسندگان:

ابر برچسبها:

آمار وبلاگ:


Admin Logo themebox

حق و عدالت اجتماعی

نوشته شده توسط:zakaria jahan
چهارشنبه 16 فروردین 1396-06:45 ب.ظ

حق و عدالتحق، عبارت‌ از سلطه‌ و اختیاری‌ است‌ كه‌ فرد در برابر دیگر یا اشیا دارد. به‌ بیان‌ دیگر، حق، امری‌ اعتباری‌ است‌ كه‌ به‌ سبب‌ آن، فرد شایستگی‌ بهره‌برداری‌ از چیزی‌ را می‌یابد و دیگران‌ به‌ رعایت‌ آن‌ موظف‌ هستند؛ مثل‌ حق‌ پدر و مادر در برابر فرزندان‌ یا حق‌ زوجین‌ در برابر یك‌دیگر.
استاد مطهری‌ حق‌ را سزاواری‌ فرد به‌ یك‌ شیء می‌داند و آن‌ را نیز بر دو نوع‌ تكوینی‌ و تشریعی‌ تقسیم‌ می‌كند:
حق‌ یعنی‌ ثابت‌ و سزاوار، و ما دو نوع‌ ثبوت‌ و سزاواری‌ داریم: یك‌ ثبوت‌ و سزاواری‌ تكوینی‌ كه‌ عبارت‌ است‌ از رابطه‌ای‌ واقعی‌ بین‌ شخص‌ و شیء، و عقل‌ آن‌ را در می‌یابد، و یك‌ ثبوت‌ و سزاواری‌ تشریعی‌ كه‌ بر وقق‌ آن‌ وضع‌ و جعل‌ می‌شود.
در واقع‌ مقصود از حق، امتیاز بالقوه‌ای‌ است‌ كه‌ برای‌ فرد در نظر گرفته‌ می‌شود و وی‌ كه‌ بر اساس‌ آن، صلاحیت‌ استفاده‌ از امور خاصی‌ را می‌یابد. به‌ بیان‌ دیگر، حق‌ نشان‌دهندة‌ اولویتی‌ است‌ كه‌ فرد بر دیگران‌ دارد. با این‌ بیان، حق‌ نوعی‌ نصیب‌ و امتیاز برای‌ صاحب‌ حق‌ است‌ كه‌ به‌ سبب‌ آن، یك‌ سلسله‌ بهره‌مندی‌ها را می‌یابد یا برخی‌ ممنوعیت‌ها از او برداشته‌ می‌شود.
در بحث‌ از مسألة‌ حق، استاد مطهری‌ این‌ پرسش‌ را مطرح‌ می‌كند كه‌ «آیا حق‌ و مالكیت‌ از عوارض‌ انسان‌ به‌ ماهو انسان‌ است‌ یا از عوارض‌ انسان‌ به‌ ماهو مدنی».
به‌ بیان‌ دیگر، آیا این‌ مفاهیم‌ از اعتباریات‌ بعد از اجتماع‌ است‌ یا قبل‌ از اجتماع؛ یعنی‌ حق‌ پس‌ از تشكیل‌ جامعه‌ و برقراری‌ روابط‌ اجتماعی‌ تحقق‌ یابد یا قبل‌ از آن. استاد معتقد است‌ كه‌ حق‌ در مرتبة‌ پیش‌ از اجتماع‌ است؛ از همین‌ جا است‌ كه‌ او گاه‌ آزادی‌ را حق‌ نمی‌داند؛ چرا كه‌ آزادی‌ در مرتبة‌ پیش‌ از اجتماع‌ تحقق‌ می‌یابد. وی‌ آزادی‌ را فوق‌ حق‌ می‌داند و اگر هم‌ گاه‌ از حق‌ آزادی‌ سخن‌ به‌ میان‌ آید، مقصود آن‌ است‌ كه‌ دیگران‌ نباید آزادی‌ فرد را سلب‌ كنند. به‌ گمان‌ استاد، این‌ كه‌ در فقه‌ اسلامی‌ به‌ حق‌ آزادی‌ اشاره‌ نشده، به‌ این‌ جهت‌ بوده‌ كه‌ فوق‌ حق‌ دانسته‌ شده‌ است.
علت‌ این‌كه‌ در فقه‌ اسلام‌ در میان‌ حقوق، نامی‌ از حق‌ آزادی‌ نیست، این‌ نیست‌ كه‌ در اسلام‌ به‌ حق‌ آزادی‌ معتقد نیستند؛ بلكه‌ آزادی‌ را فوق‌ حق‌ می‌دانند؛ پس‌ اعتراض‌ نشود كه‌ چرا آزادی‌ جزء حقوق‌ اولیة‌ طبیعی‌ در اسلام‌ نام‌ برده‌ نشد.
حق، هم‌ به‌ اموری‌ كه‌ خارج‌ از وجود انسان‌ است‌ تعلق‌ می‌گیرد، و هم‌ هر چیزی‌ كه‌ برای‌ امر دیگری‌ پدید آمده، منشأ حق‌ است؛ برای‌ مثال‌ موجودات‌ طبیعی‌ كه‌ برای‌ انسان‌ آفریده‌ شده‌اند یا مغز كه‌ برای‌ فكر كردن‌ یا زبان‌ كه‌ برای‌ بیان‌ آفریده‌ شده‌اند، همه‌ منشأ حق‌ هستند.
هم‌ حق‌ و هم‌ مالكیت‌ از اموری‌ است‌ كه‌ به‌ اشیأ خارج‌ از وجود انسان‌ تعلق‌ می‌گیرد. همان‌طور كه‌ نمی‌شود انسان‌ مالك‌ نفس‌ خود باشد نمی‌تواند بر نفس‌ خود حق‌ باشد؛ بنابراین‌ انواع‌ آزادی‌ها هیچ‌ كدام‌ حقی‌ و بهره‌ای‌ نیست‌ كه‌ آدمی‌ بخواهد از چیزی‌ بردارد؛ بلكه‌ بهره‌ای‌ است‌ كه‌ از خودش‌ می‌برد. معنای‌ حق‌ آزادی‌ یعنی‌ كسی‌ حق‌ ندارد كه‌ آزادی‌ مرا از من‌ سلب‌ كند …؛ ولی‌ در مورد حق‌ می‌توان‌ گفت: لزومی‌ ندارد كه‌ بر چیزی‌ یا بر كسی‌ باشد. هر چیزی‌ كه‌ برای‌ چیزی‌ به‌ وجود آمده‌ باشد منشأ حق‌ است‌ …؛ پس‌ در مورد حق، شرط‌ نیست‌ كه‌ به‌ خارج‌ از وجود انسان‌ تعلق‌ داشته‌ باشد. بلی، همان‌طوری‌ كه‌ در متن‌ آمده، حق‌ بر نفس‌ معنا ندارد؛ ولی‌ حق‌ بر انجام‌ یك‌ عمل‌ خاص‌ می‌تواند باشد.
رابطة‌ حق‌ و تكلیف‌
در مقابل‌ حق، تكلیف‌ قرار دارد كه‌ آن‌ نیز مانند حق، مبنای‌ خارجی‌ و واقعی‌ دارد و این‌ مبنا را مصلحت‌ می‌نامند.
تكلیف‌ از لحاظ‌ ماهیت‌ مغایر است‌ با مصلحت‌ واقعی؛ ولی‌ حق‌ مجعول‌ از لحاظ‌ ماهیت، متحد است‌ با مصلحت‌ واقعی؛ یعنی‌ چون‌ در طبیعت‌ این، حق‌ موجود است، در تشریع‌ نیز موجود است.۵
حق‌ و تكلیف‌ ملازم‌ یك‌دیگرند. هر جا حقی‌ باشد، تكلیفی‌ همراه‌ آن‌ است؛ برای‌ مثال، اگر زن‌ حقی‌ بر گردن‌ شوهر خود دارد، شوهر نیز مكلف‌ است‌ تا آن‌ حق‌

مقاله حق و عدالت اجتماعی




نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -

How do you prevent Achilles tendonitis?
دوشنبه 27 شهریور 1396 10:09 ب.ظ
Hello friends, good piece of writing and nice urging
commented at this place, I am truly enjoying by these.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر