تبلیغات
وب سایت مقاله و تحقیق دانشگاهی - در مورد هنر متجدد و بازاری


درباره وبلاگ:

آرشیو:

آخرین پستها :

پیوندها:

پیوندهای روزانه:

نویسندگان:

ابر برچسبها:

آمار وبلاگ:


Admin Logo themebox

در مورد هنر متجدد و بازاری

نوشته شده توسط:zakaria jahan
چهارشنبه 16 فروردین 1396-08:26 ب.ظ

هنر متجدد و بازاری :

گرچه هنوز جامعه ی دوقطبی فرهنگی ما، اشاعه دهنده ی سنت گرایی است، لیكن شور و شرر تجدد و مدرنیته نیز گاهی بر دلهای هنرمندان تازه به دوران رسیده ی ما سایه می افكند، هرچند سنت گرایان نادانسته همیشه و هنوز از مقبره ی اشرار مدرن می ترسند و با این وجود از تیر و تركش آنها در امان نبوده اند. زیرا همیشه در طولِ تاریخ ثابت شده است كه افكار، چشمها و دهان اجتماع را نمی توان بست.

به مدرنیسم و پست مدرنیسم از بالای حصار سنت گرایی خود سرك كشیده ایم و با پیامهایی آنها بوسیله ی كتاب، اینترنت و ماهواره بصورت چاپارخانه ای تا حدودی دست و پا شكسته آشنا گشته ایم، لیكن ما كجا و آنها كجا.

چاپارخانه های كوروش مدتها طول می كشید تا نامه ای را از دولت پارس به بلاد روم و یونان برسانند و باز هم بیش از یكسال به درازا نمی كشید اما هایپررئالیسم های ما حداقل ۲۰ تا ۴۰ سال بعد پا در ركاب لگام گسیختگان مدرن بالد غرب می گذارند و صدای تبانچه ی موج سوم را بعد از این مدت می شنوند و كانسپچوال آرت پس از شنیدن ناملایمات و بد و بیراهه ها از منتقدان لی لی كنان بعد از سالها خستگی، در دوران كهولت پا به میدان هنرمندان قهرمان و همیشه در صحنة ی علم مان می گذارد و جوانه ی بیمار دیگری می زند كه روح سنت گرایان كیمیاگرمان را به خود می لرزاند.

براستی چه زمانی از موج چهارم خبری می رسد؟ می گویند در بلاد غرب دوران موج چهارم رو به سراشیبی گذاشته است. آیا هنوز از پست مدرنیسم خبری هست و رژان بودریار هنوز از امر واقعی (نشانه ها) صحبت می كند؟ گیجی و سردرگمی سبكهای مختلف از كلاسیك گرفته تا شاخه های پست مدرنیسم از كیچ و اشلاك گرایی تا دیكانستكچرالیسم و از پردازهای نگارگری و قلم موی، موگربه ایی گرفته تا رئالیسم كمال الملك، چنان زندگی هنریمان را به هم زده است كه شیرجه ی بزرگ هاكنی را از آنِ داوینچی می دانیم. خدا را شكر كه گروهی از روی عمد یا نادانسته یا از روی خیرخواهی و شاید هم خودخواهی طی چند سالی جوی ساخته كه مباحث آموزش هنر، یا هنر متجدد و بازاری را براه انداخته اند تا شاید گوشی شنوا و یا دستی توانا پیدا كنند. هرچند دریغ كه این مباحث صرفاً در محافل یا مجلات هنری مطرح و درج شوند و یا از گلیم خود فراتر گذارند كه مبادا همین پاره گلیم مندرسئسان را نیز به یغما ببرند.

و اما هنر بازاری كه در هر فرهنگ همچون پوشش و لباس لازمه ی جامعه است و تجددگرایی نیز در ذات انسانها نهفته است. چون اگر آوانگارد (پیشرو) نبود، انسان اولیه از غارهای خود هم بیرون نمی آمد. البته در سیر تاریخ و در بسیاری از مواقع هنر سنتی ملعبه ی هنر مدرن شده و پیشروها بارها از كاسه ی سنت گرایان دیگ ساخته اند و نادانسته پیداست كه هنرمند متجددگرا تا بخواهد حرف خود را به كرسی بنشاند باید زحمت آسیاب رفتن را به خود بدهد و موهایش را آنجا سفید كند.

بله، بدنبال تجدد بودن، یعنی آه در بساط نداشتن، یا بساط را پر از آه كردن و تلاش كردن برای دستیابی به نوآوری و تصرف چند خطی از تایخ، هنر بازاری یعنی ارتزاق به گونه ایی كه بتوانیم فقط شكم خویش را سیر گردانیم و این طبیعی است كه مدرنیسمهای ما هر كدام برای بدست آوردن قوت لایموت هم شده به هنر بازاری روی می آورند. مگر اینكه بخت و اقبال یاریشان كند و بلعكس ما، به جای سنگ، از آسمان برایشان سكه تمام بهار آزادی ببارد. یا اینكه قبلاً پدرش سكه های باریده شده را جمع كرده باشد.

هنرمندان بازاری یا خوشنویس می شوند و پرده ای یا برگی از كاغذ را به الفاظ قشنگ منقوش می نمایند و یا فارسی نویس چلیپا و با پلاتر و پلاتر كاتر رقیب می شوند و یا كمی جلوتر بیاییم و هنرمندان پیرو و مثلاً كوبیسم فویسم و … را بگوییم كه بقول بعضی ها دمده شده است و برای اینكه نشان بدهند هنرمندند كوبیسم یا فویسم و یا كنستراكتویسم جدید را، بقول خودشان می آورند و اگر بخواهند ایرانی مدرن شوند، یا زنده رودی می شوند یا عربشاهی و یا روحبخش و فدای را شكر كه بینالهای ما هم كه پر از اینهاست. پیروان پروپا قرص دومینیك انگر را مثال بزنیم كه در ابتدای انقلاب صنعتی و دوران ناپلئون به سر می برند و به پیروی از لویی داوید، «مرگ ما را»، را دوباره زنده می كنند.

بهتر است قبل از اینكه دست به گریبان یكدیگر شویم و آب در اجاق یكدیگر بریزیم به فكر چاره ای برای برنامه هایی به جذابیت باب راس باشیم. هرچند كه برنامه هایی چون هنرمندان نوگرا در شبكه چهارم آنهم در زمانی از روز كه خالی از مسأله نیست، نیز در نظر گرفته شده است ولی آنچه كه می تواند جامعه ای را به سوی هنری امروزی و نو بكشاند و قضاوت نو و كهنه را بر عهده آن بگذارد.

متأسفانه بر عهده ی افرادی، غیرمتخصص و ناآگاه كه با نشستن بر مسند ناآگاهی خویش چه بخواهند، چه از آن گریزان بشاند سروگارشان با هنر می افتد و ناخواسته مبلغان هنر پیش پا افتاده و هنرمندان زبان درازپا در گود نهاده می شوند و اینچنین ریشه ی ضعیف و خشكیده ی این نهال نورسیده را كه از تنه ای كهن همچون نقاشی ها و مفرغ های لرستان، كاشیكاریهای اصفهان، گلیمهای هرسین و …. جان گرفته است را می خشكانند.

آخر كلام اینكه داس را برنداریم و به برداشت هوا برویم، كاشتن و همیاری و آبیاری می خواهد تا فصل درویی برسد كه:

هیچ وازر وزر غیری برنداشت هیچ كس ندرود تا چیزی نكاشت

پی ساختمان را محكم كنیم سپس طرح را بر پیشانی دیوار نقش بزنیم و باید اعتراف كرد كه اینگونه مباحث زمینه ساز حركتهایی است كه بی منفعت نیست چو:

به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل كه گر مراد نیابم به قدر وسع بكوشم

«عیسی امیری چولاندیم»

از همینگوی تا پترُف ، ۱۰۰ سال :

هنگامی كه ارنست همینگوی در ۱۸۹۹ دیده به جهان گشود، این اندیشه به ذهن هیچكس خطور نمی كرد كه او در دوران حیات خویش رُمانی را با عنوان پیرمرد و دریا بنگارد و نوبل ادبی ۱۹۵۴ را به خود اختصاص دهد. همچنین هیچكس این تصور را نداشت كه دقیقاً صد سال آینده با اقتباس از یك شاهكار.‌انیمیشنی به جهان عرضه شود تا هم گرامی داشتی برای این چهره ی ادبی باشد و هم اثری ماندگار در تاریخ فیلمهای متحرك.

همینگوی در سال ۱۹۱۷ تحت عنوان راننده ی آمبولانس صلیب سرخ راهی جبهه ی ایتالیا شد. او در این جنگ متحمل جراحات بسیاری گشت و هنگام بازگشت تجارب و تصاویر زیادی در ذهنش ماندگار شده بود كه تا آخر عمر روح و خاطر او را آزرده می ساخت. برخی معتقدند این تجربه ها دلیل بر دلاوری شگرف آن مرد بود و برخی دیگر بر این عقیده اند كه همینگوی چنان در جبهه ترسیده و از خود شرمنده گشته بود كه از آن پس در تمام لحظه های زندگی، سخت نیازمند این بود تا دلاوری خود را بیازماید.

پس از انتشار و موفقیت زود هنگام رمان پیرمرد و دریا، برسون در سال ۱۹۵۲ نامه ای در تمجید آن می نویسد كه او در پاسخ چنین می گوید: «راز توفیق پیرمرد و دریا در این است كه هیچ رمزی در آن نیست. دریا مساوی است با دریا، پیرمرد با پیرمرد و پسر با پسر» او سرانجام صبح روز اول ژوئیه ۱۹۶۱ با شلیك گلوله به سر خویش خودكشی كرد.

مقاله در مورد هنر متجدد و بازاری



نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر